|
|||
|
.:: کمد ! ::.
.:: بر و باکسز ::.
برام نظر دادی ؟ صاب ملک: -------------------------
|
نو بل حماقت
این همون منم که بودم این منم ، همون که بودم این همون که بودمم ، من این منم ، بودم که بودم ! این همه بود و نبودم واسه این بود که همونم شایدم چون که نبودم یا شاید زیادی بودم
: ببخشید .. - جانم ؟ : خفه میشی ؟ - صد در صد
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
یه دقیقه بیا اینجا .... بشین ... همینجا بشین ... کارت دارم ... زیاد طول نمی کشه ... بشین پیش من ... حواست به منه ؟ .... خوب ... خوب گوش کن ببین چی بت میگم ... یه سوال می پرسم ... منو ببین ... من شبیه احمق ها هستم ؟ ... کجا رو نگاه می کنی؟ ... دارم از خودت می پرسم ... از تو ... خود خودت ... خوب دقت کن ... چرا بلند شدی؟ ... بشین دارم حرف میزنم ... بگو ببینم من شبیه احمق ها هستم ؟ ... شبیه احمق ها ؟ ... بگو ... نشنیدم ... نشد ... واقعیت رو بگو ... غریبه نداریم که ... گفتنش سخته؟ ... بذار کمکت کنم ... من شبیه احمق ها نیستم ... واقعا یه احمقم ... خود خود خود یه احمق ... یه احمق کامل ... بی عیب و نقص ... احمق محض ... احمق بی قید و شرط ... احمق بدرد نخور ... احمق دیوانه ... منو نگاه کن ... میدونی ... به نظرت یه آدم چقـــــــدر می تونه احمق باشه؟ ... روتو بر نگردون ... جواب رو بهت گفتم ... جواب چی بود؟ ... بگو ... بدو ... منتظرم ... نشنیدم ... با تو ام ... منو ببین ... حواست شیش دونگ به من باشه ... بگو باور داری من احمقم ... بگو ... می دونی ... ریشه احمق بودن حماقته ... حماقت هم که ریشه نداره ... مگه من کار دیگه ای می کنم؟ ... یه بار ... بگو ... بخاطر من بگو ... حواست به منه ... باز بلند شدی که ... بشین ... نرو ... یکم به من نگاه کنی می فهمی ... هم می فهمی چی تو کله خرابمه ... هم حالمو می بینی ... بگو ... اینطوری نه ... می خوام بشنوم ... با نگاهت نگو ... می خوام از زبونت بشنوم ... باور نداری ؟ ... تا نگی باورت نمیشه ... این رو هم تو می دونی ... هم من ... هم همه ... زیاد سخت نیست ... بگو ... من ناراحت نمی شم ... یه بار بگو ... ترست می ریزه ... تو نگی بقیه میگن ... پس بگو ... محکم بگو ... تو چشمای من نگاه کن ... داد بزن ... زود باش نمیگی؟ ... دوباره بگو ... بگو یه احمق ... یه احمق ... بگو تا باور کنی واقعیت داره ... دوباره ... من میگم به جای تو ... یه احمق ... دوباره ... دوباره ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... بلند تر ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... تا نگی هیشکی باور نمی کنه ... یه احمق ... همه می دونن ... ولی شاید کسی به روش نمیاره ... یه احمق ... شایدم به روم نمیاره ... یه احمق ... یه احمق ... تو نگی خودم میگم ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... بذار ذره ذره وجودم غرق حماقتم بشه ... بگو یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... بگو یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... می گفت تو بزن ، تبر بزن ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... بگو قول میدم حرفی نزنم ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... دوباره ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... می خوام اینجا به یقین برسم ... می خوام تو بگی ... یه احمق ... یه احمق ... می خوام بگی ... بگی یه احمق ... بهم بگو خب شاید من اشتباه می کنم ... شاید واقعا اشتباه می کنم ... یه احمق ... دوباره ... یه احمق ... دوباره ... یه احمق ... دوباره ... یه احمق ... شاید نمیگی چون لزوما احمق ها رو اینطوری صدا نمی کنن ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ...باید بشنوم که صبح به صبح به خودم نگم احمق خرفت ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... که آخر شب نگم روزا چه احمقانه می گذره ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... که برم به یک بهانه ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ... یه احمق ...
بسه ؟ + نوشته شده توسط مهندس در ساعت 00:49 AM
چهارشنبه 19 فروردین ماه سال 1388 جفت شیش
اکثرهم هینت ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ می دونی ... نمی دونی ... تو .... نمی دونی .......... منو ببین .. نمی دونی .......... ن .. می .. دو .. نی .. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ من که همش گند میزنم دیدی من کار دیگه ای بکنم ؟ همیشه گند زدم .. نه ؟ اینم روش .. همین که هست ! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ راستی .. یادته چرا مرغ از خیابان رد شد ؟- چرا که نه ؟ - خوب جای دوری نمی تونه بره ... ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ می دونی مهره ی سوخته چیه ؟ شایدم کیه ؟ آس هم که دست تو هست حالا ... بخند و از خنده بگو از غم بازنده بگو ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ اینهمه کباب شدم .. حالا وقت ثواب کردنمه ... چیه ؟ چرا اینطوری نگاه می کنی ؟ به من نمیاد کار خیر بکنم ؟ ثابت میشه آقایون، خانم ها اونایی که وسیله بنزین سوز دارن ... موتور ، ماشین ، کامیون ، گاری ، فرقون .. یا مثل ما هواپیما یا هلیکوپتر دارن ... یدونه کارت سوخت موجوده ... حدود 2 - 3 هزار لیتر بنزین داره ... خودمون زیاد استفاده نمی کنیم خدا رو خوش نمیاد ... مونده تو کارت ... حیفه ... خواستم همینجا بگم .. اگه کسی هست که بنزین لازم داره .. اگه کسی هست که بنزینش داره تموم میشه .. اگه کسی هست که در به در دنبال 1 لیتر بنزینه .. اگه کسی بنزین براش مثل آب حیاته ! .. اگه حتی کسی همینطوری با بنزین حال می کنه ... من، شخصاً و با مسئولیت خودم ... و بدون هیچ چشم داشتی ... همینجا جلوی چشم همه .. رسماً ازش دعوت می کنم که ... هر چقــــــــــــــــدر که دلش می خواد ... ک.و.ن.ش بسوزه .... چیه ؟ هان ؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ از موفقیت رد شدم اکنون وقت تر زدن است ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ هیچ وقت از خودت پرسیدی ؟ که چرا انگشت وسط پا رو نمی تونی تک و تنها تکون بدی ؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ هر وقت خواستم بگم مثل .... ترسیدم (آره مثل همون که شما میگین!) زبونم بند اومد نگفتم اما خوب الان از پشت مرزهای آبی و خاکی و هوایی و شبکه ای و هر مرز دیگه ای دارم میگم دیگه + نوشته شده توسط مهندس در ساعت 00:17 AM
سه شنبه 26 آذر ماه سال 1387 ممه
همش میگی گرممه گرممه .. . . . . . شد یدفه بگی سرممه ؟!! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ آدم برای رسیدن به چیزایی که می خواد هر چی بیشتر زور بزنه احتمال اینکه سر بزنگاه تلنگش در بره بیشتره هر چی قسمت باشه ! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ آقای پلیس مهربون که اگه گم شدی باید بری پیشش !! الان شده کابوس ساعت 10 به بعد من ... مرگ بر شاه + نوشته شده توسط مهندس در ساعت 6:33 PM
چهارشنبه 20 آذر ماه سال 1387 نو دوست
چه دوستای جدیدی !! نه ؟ والا !! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ واقعا فرق بریدگی با لاین رو نمی فهمی دیوونه ؟ لاین همون آن لاین و این لاین و لاین وسط و ایناست بریدگی همونه که خون میاد ازش .. مثل دماغ می فهمی ؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ اصلا من خر ... خوبه ؟ یعنی الان حس نوع دوستیت تحریک نشد ؟!! + نوشته شده توسط مهندس در ساعت 10:54 PM
|
اگه دیدی روشنه و .:: بیوگرافیلم !! ::. به نام خدا .. همسایه ء علی آقا اینا هستم .. زیر سایه بزرگ شدم .. وقتی ۵ سالم بود بچه بودم .. بچه تهرونم ولی خوب گذشته ها گذشته !!! .. از وقتی که یادم میاد هیچی یادم نمونده ... حدود 3 سالی تلاش کردم که به سن 26 سالگی برسم .. هرچند که 26 سال طول کشید ... در مسابقات جهانی هوش در وزن 57 کیلوگرم مقام طلا کسب کردم ... من منم ! .. خیلی زیادم .. ممکنه بیشتر هم بشم ... شاید حتی بیشتر !! مهندس شدیم رفت !!.. سال 80 سال اولی بودم .. این شتریه که در هر خونه ای ..... !!! این شتره یه بار دیگه هم موقع سربازی رفتن بنده رو مورد عنایت قرار داد .... البته موقع سربازی فقط در خونه پسرها ... اصلا بیخیال ...
27/اسفند/1361
ولی 1/1/1362 پلاک
خوردم !
تا الان
165884 جفت چشم !
.:: خجالت میدی ::. از این پایین تر ؟؟!! برگردیم بالای صفحه ؟
|
||||||